
معنی حبی - لغتنامه دهخدا - لام تا کام
کلمه "حبی" در زبان فارسی به معنی محبت، دوستی و نزدیکی است و به عنوان یک اسم و یا صفت به کار میرود.
معنی حبی | لغت نامه دهخدا | پارسی ویکی
حبی . [ ح ُب ْ با ] (اِخ ) زنی بود از اهل مدینه که بشبق و گشن خواهی معروف بود، و «أشبق من حبی » از امثال سائره است .
معنی حبی | واژه یاب
جستوجوی معنی «حبی» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
حبی - معنی در دیکشنری آبادیس
حبی. [ ح ُب ْ با ] ( اِخ ) زنی بود از اهل مدینه که بشبق و گشن خواهی معروف بود، و «أشبق من حبی » از امثال سائره است.
معنی حبی | واژه یاب
جستوجوی معنی «حبی» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
معنی حبی | لغت نامه دهخدا | پارسی ویکی
حبی . [ ح ُب ْ با ] (اِخ ) زنی بود از اهل مدینه که بشبق و گشن خواهی معروف بود، و «أشبق من حبی » از امثال سائره است .
معنی حبی | لغتنامه دهخدا
معنی واژهٔ حبی در لغتنامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب
معنی حبی - لغتنامه دهخدا - لام تا کام
کلمه "حبی" در زبان فارسی به معنی محبت، دوستی و نزدیکی است و به عنوان یک اسم و یا صفت به کار میرود.
معنی حبی ً | واژه یاب
جستوجوی معنی «حبی ً» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.
معنی حبی ً | لغت نامه دهخدا | پارسی ویکی
حبی . [ ح ُب ْ با ] (اِخ ) زنی بود از اهل مدینه که بشبق و گشن خواهی معروف بود، و «أشبق من حبی » از امثال سائره است .